تبلیغات
كهكشان سرخ - مطالب اسفند 1392
 
درباره وبلاگ


________________@@@@@_______
________________@@@@@_______
________________@@@@@_______
________________@@@@@_______
________________@@@@@_______
________________@@@@@_______
________________@@@@@_______
________________@@@@@_______
________________@@@@@_______
__@@@@@@@@@@@@@@_______
__@@@@@@@@@@@@@@_______
_______________________________
_________@@@@@@@___________
_____@@@@@@@@@@@_________
___@@@@@______@@@@@_______
__@@@@@_________@@@@@_____
_@@@@@___________@@@@@____
_@@@@@___________@@@@@____
_@@@@@___________@@@@@____
__@@@@@_________@@@@@_____
___@@@@@______@@@@@_______
______@@@@@@@@@@@________
_________@@@@@@@____________
________________________________
__@@@@@____________@@@@@__
___@@@@@__________@@@@@___
____@@@@@________@@@@@____
_____@@@@@______@@@@@_____
______@@@@@____@@@@@______
_______@@@@@__@@@@@_______
________@@@@@@@@@@________
_________@@@@@@@@@________
__________@@@@@@@@_________
___________@@@@@@@_________
____________@@@@@@__________
_______________________________
____@@@@@@@@@@@@@______
____@@@@@@@@@@@@@______
_________________@@@@@______
_________________@@@@@______
_________________@@@@@______
____@@@@@@@@@@@@@______
____@@@@@@@@@@@@@______
_________________@@@@@______
_________________@@@@@______
_________________@@@@@______
____@@@@@@@@@@@@@______
____@@@@@@@@@@@@@______

-

مدیر وبلاگ : اڵﮧﮧ ق ر ب ا ن ی ....
نظرسنجی
طرفدار کدام تیم هستید؟؟!!..








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
كهكشان سرخ
بدون عنوان ..!
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
سه شنبه 1392/12/6 :: نویسنده : اڵﮧﮧ ق ر ب ا ن ی ....

 

پشت این نقاب خنده ،

پشت این نگاه شاد

چهره ی خموش مرد دیگری ست !

مرد دیگری که سال های سال

در سکوت و انزوای محض

بی امید بی امید بی امید ،

زیسته

مرد دیگری که – پشت این نقاب خنده –

هر زمان ، به هربهانه

با تمام قلب خود گریسته !

مرد دیگری نشسته ، پشت این نگاه شاد

مرد دیگری که روی شانه های خسته اش

کوهی از شکنجه های نارواست

مرد خسته ای که دیدگان او

قصه گوی غصه های بی صداست

کاش می شد ، این نگاه غوطه ور میان اشک را

بر جهان دیگری نثار کرد .

کاش می شد ، این دل فشرده

بی بهاتر از تمام سکه های قلب را

زیر آسمان دیگری قمار کرد !

کاش میشد از میان این ستارگان کور

سوی کهکشان دیگری فرار کرد !

" فریدون مشیری "


 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 1392/12/6 :: نویسنده : اڵﮧﮧ ق ر ب ا ن ی ....

 


عادل ما یا آدل اونا؟








نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 1392/12/6 :: نویسنده : اڵﮧﮧ ق ر ب ا ن ی ....

 صمد ابراهیمی که دوست علی کریمی و وکیل امیر قلعه نویی است دیروز از یک

کمک ویژه کریمی به یک پیرزن و پیرمرد پرده برداشت. اتفاقی که کریمی از شنیدنش خوشحال

نمی شود و از کمک میلیونی شماره ۸ به یک خانواده فقیر خبر می دهد.

ترمز زد. پیاده شد و سریع به سمت پیاده رو دوید. پیرزن را از روی زمین بلند کرد. تصور کردم

او را می شناسد. اما نه. زمین خوردنش را دیده بود. مثل من که همراهش بودم و مانند همه

عابران آن پیاده رو آمیخته با جغرافیای مشابه کوفه.

گفت: «مادر پیر شی. بذار اینجا نفسی چاق کنم.» کیسه داروهایش را برانداز کرد.خدا را شکر

آمپولش نشکسته بود.دستش را گرفت و به سمت ماشین آورد. او را نشاند روی صندلی عقب

ماشین و آدرسش را پرسید. پیرزن سر درد دلش باز شد.

علی را نمی شناخت اما نشانی بنده های خدا سر راست است. یک شباهت و یکسان بودن

آسمانی. دلها پل می زنند به همدیگر. او را تا منزلش رساندیم.

تا آنجایی که مرد خانه روی آن تشک کهنه دراز کشیده بود با درد کهنه ترش. من آمدم بیرون.

پیرزن، قصه بیماری و تنهایی همسرش را تا روی چارچوب درب آن حیاط پر از فقر جنوب شهر

روایت کرده بود.

علی با چشمانی پر از بغض کنارم نشست. حرفی نزد. حرفی نزدم. وارد پمپ بنزین که شدیم

و بنزین که زد پرسید: « داداش کارتخوان دارید؟» کارگر پمپ بنزین که تازه باور کرده بود

او کیست گفت: «داریم اما خرابه. قابل نداره آقای کریمی.» به من گفت پول همراهته؟

گفتم آره. دادم و بغضم گرفت…

همین دو ساعت پیش… همان بانک… باجه داری که استقلالی بود و کری خواند و خندید

۴میلیون و ۷۰۰ هزاری که تراول گرفت و گذاشت کنج جیبش… حالا چرا پول ها نبود؟…

پیرزن امشب تا قیامت دعایت می کند اسطوره!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 1392/12/6 :: نویسنده : اڵﮧﮧ ق ر ب ا ن ی ....
 

روایت است بعد از جنگ از یکی از مقامات ژاپن پرسیدند :

شما تنها کشوری بودید که امریکا علیه تان از بمب اتم استفاده کرد ،

قاعدتا شما باید بزرگترین دشمن امریکا باشید ،

پس چرا هیچ وقت شعار "مرگ بر امریکا" سر نمی دهید ؟؟؟

او پاسخ داد :

شعار دادن مال اونهایی است که در عمل هیچ نمی توانند بکنند !

همین که بر روی میز رئیس جمهور امریکا تلفن پاناسونیک ما نشسته

یعنی اینکه ما پیروز شدیم ...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



 



میگم طفلکی این ایرانیان خارج از کشور را دیدین بعد از مدت

کوتاهی اقامت ( شایدچندروز )چه زوری به خودشون میارن که

فارسی رو بدون لهجه حرف بزنن و بخاطر عشق به تاریخ وفرهنگ

نیاکانشان هنگام حرف زدن از اینکه واژه فارسی یادشون نمیاد هی

اکسیوز می میگن و از هنرهای ملی دیگرشان اینکه بچه هاشون

که متولد آنجا هستند از اینکه فارسی بلد نیستند حتی یک واژه

از شدت عشق و ارق ملیشون دائم میگن :

- اوه مای گاد ساری ساری فور مای چایلدبیکاز شی (یا هی)

کانت اسپیکین پرشین ساری ساری

میگم هموطنان عزیز ارمنی مون رو که صدها سال از مهاجرت و

آمدنشان به ایران میگذرد دیدین که همگیشون اول زبان ارمنی رو

به بچه هاشون یاد میدن بعد فارسی رو؟ وصدها ساله که این کاررو

با افتخار انجام میدن .به نظرتان این دوستانی که برای نگاهبانی

از تاریخ و فروهنگ و زبان پارسی روزی هزار بار کوروش کبیر عزیز

رو نبش قبر میکنند و دائم معادل پارسی کلمات غیر فارسی رو

گوشزد میکنن واستفاده از واژه های پارسی رو جز وظایف ملی

میدانند این ایرانیان خارج از کشور را دیده اند؟

آیا ایرانیان مقیم خارج از کشور برای فراموشی زبان ملی چند هزار

سالشان اجباری دارند ؟ حتی پاکستانیها یمنی ها بورکینافاسوریها

چنین کاری با زبان ملیشون نمیکنند .یکی به این پاسداران گفتارنیک

و زبان پارسی بگوید یک فکری به حال دوستانتان در خارج از کشور

بکنید آبرو ریزی و خود باختگی و وطن فراموشی هم حدی دارد. اونی

که بیشترادعای تاریخ نیاکان و پندار نیک دارد تا پایش به خارج از کشور

کشور میرسد زودتر زبان پارسی را فراموش میکند اونم با چه افتخاری

از مهاجرت هموطنان عزیز ارمنی به ایران صدها سال میگذرد و از

مهاجرت بیش از 90% ایرانیان به خارج کمتر از 30 سال میگذردمن

قومی به اندازه ایرانیان دروغگو و خودباخته ی غیر اجباری و بی غیرت

نسبت به زبان ملی ندیدم

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 1392/12/6 :: نویسنده : اڵﮧﮧ ق ر ب ا ن ی ....
من یک دخترم.. .

بــــــــدان . .
\"حــــــوای\" کسی نـــــمی شــوم که به \"هــــــوای\" دیگری برود ...
تنهاییم را با کسی قسمت نـــمی کنم که روزی تنهایم بگذارد .. .

روح خـــداست که در مــــــن دمیـــده شده و احســـــاس نام گرفته .. .
... ارزان نمی فروشمش...

دستــــــهایم بــالیـــن کـــودک فـــردایـــم خـــواهـــد شــــد .. .

بـــی حـــرمتـــش نمی کنم و به هــر کس نمی سپارمش .. .

پـــاییــــــز است ...
باران بی وقفه این روزها هوای عاشقی به سرم می اندازد .. .

لبـــــریــــزم از مهـــــر ....... اما استــــــــوار ......
ســـــودای دلـــم قسمت هر بی ســر و پـــــا نیست .... .

عشق \"حـــوای\" ایرانی با شکــــوه است و بــــــــزرگ ....

\"آدمی\" را برای همراهی برمی گزیند ، شریــف ، لایــق ، فروتـــــن و
عــــــــــــــــــــــــاشــــــــــــــــــــــــــق .......!!!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 1392/12/5 :: نویسنده : اڵﮧﮧ ق ر ب ا ن ی ....

و اما...
فیس و افاده ی منشی دکترا از خود دکترا بیشتره؟
میخواد یه کلام جواب بده انگاری ازش خواستن
سوراخ لایه اوزون رو بدوزه!!! والااا...



و اما...
بعضی از دخترها وقتی عصبانی میشن یه فحش هایی
میدن که باید بهشون گفت
عزیزم پسر اینجا نشسته مراعات کن!



و اما...
بعضیا هستن میخوان باعث تنوع شن
ولی زیاد وارد نیسن باعث تهوع میشن...(منظور شخص خاصی نیست!!!)



و اما...
آهای خانمی که ساپورت میپوشی راه میفتی تو خیابون
قبل بیرون اومدن یه نگاه هم تو آینه به خودت بنداز
آخه چه اصراریه که یه اسکلت ساپورت بپوشه
خدایی خیلی ضایع ست که ساپورتم به پات زار بزنه...


و اما...
دافی که نکوست، از ساپورتش پیداست...
این آخری هم تصویری گذاشتم تا بهتر موقعیت رو درک کنین...

 



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 1392/12/5 :: نویسنده : اڵﮧﮧ ق ر ب ا ن ی ....
روزی در آخر ساعت درس، یکی از دانشجویانم که دانشجوی دوره دکترا و اهل نروژ بود از من پرسید :

استاد! شما که از جهان سوم می آیید، جهان س
وم کجاست؟

فقط چند دقیقه به آخر کلاس مانده بود.
من در جواب مطلبی را فی البداهه گفتم که روز به روز بیشتر به آن اعتقاد پیدا می کنم.
به آن دانشجو گفتم :

جهان سوم جایی است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند، خانه اش خراب می شود و هر کس که بخواهد خانه اش آباد باشد، باید در تخریب مملکتش بکوشد!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 1392/12/5 :: نویسنده : اڵﮧﮧ ق ر ب ا ن ی ....
معلم عصبی دفتر را روی میز کوبید و داد زد : سارا…دخترک خودش را جمع و جور

کرد ، سرش را پایین انداخت و خودش را تا جلوی میز معلم کشید و با صدای

لرزان گفت : بله
خانم؟

معلم که از عصبانیت شقیقه هایش می زد ، به چشمهای سیاه و مظلوم

دخترک خیره شد و داد زد : ((چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو

سیاه و پاره نکن ؟ ها؟فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه ی

بی انظباطش باهاش صحبت کنم ))

دخترک چانه لرزانش را جمع کرد …بغضش را به زحمت قورت داد و آرام گفت :

خانوم …مادم مریضه … اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق میدن … اونوقت

میشه مامانم رو بستری کنیم که دیگه از گلوش خون نیاد …اونوقت میشه

برای خواهرم شیر خشک بخریم که شب تاصبح گریه نکنه … اونوقت …

اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره که من دفترهای داداشم

رو پاک نکنم و توش بنویسم …

اونوقت قول می دم مشقامو بنویسم …

معلم صندلیش را به سمت تخته چرخاند و گفت : بشین سارا …

و کاسه اشک چشمش روی گونه خالی شد …




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 1392/12/5 :: نویسنده : اڵﮧﮧ ق ر ب ا ن ی ....

درس زندگی:

بر لب جویی و در کنار کسی که دوستش داشتم نشسته بودم.کف دستش را در جوی فرو برد و آن را

بیرون آورده و به من نشان داد و گفت:آبی که کف دستم جای گرفته میبینی؟

این نشانه عشق مناست!

و به راستی چنین بود...مادامیکه دستانمان را با دقت باز نگه داریم آب در کف دستها باقی میماند.

اما اگرانگشتانمان را سفت و سخت به هم بچسبانیم و و سعی کنیم که آبها را

به اجبار در دستهایمان نگه داریم یک قطره آب هم در کف دستهایمان باقی نمی ماند.

اینست بزرگترین اشتباهی که مردم در هنگام عاشق شدن مرتکب میشوند...آنها میخواهند عشق را به

اجبار حفظ کنند...به او امر کنند ...از او انتظار دارند...او را محدود میکنن...

بدینگونه است که عشقشان همچون همان آبها با کوچکترین تکانی از بین میرود و نابود میشود...

عشق باید آزاد باشد ...شما نمیتوانید طبیعت عشق را تغییر دهید...

اگر کسی را دوست دارید اجازه بدهید آزاد باشد...او را زندانی افکار و عقاید خود نکنید...

بدهید اما انتظار گرفتن نداشته باشید....

متقاعد کنید اما امر نکنید...

حفظ کنید اما اسیر نکنید...

خواهش کنید اما دستور ندهید...



عکس های عاشقانه و بسیار زیبا از قلب | p30.baranpatogh.com





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 1392/12/5 :: نویسنده : اڵﮧﮧ ق ر ب ا ن ی ....

سکوت همیشه از روی
رضایت نیست
گاهی نشانه اعتراض است !
گاهی مودبانه خفه شدن است !
گاهی فداکاری و از خود گذشتگی
است !
و گاهی از روی بی تفاوتی
و چقدر آزار دهنده است این آخری...

سكوت می كنم
به اندازه آغاز دنیا به بزرگی هیچ!
منتظر یك انفجار بزرگ
شاید كه دنیایی متولد شود
كه به واژه هایم رنگ غم نپاشاند
دنیایی كه در آن
سهم من از هیاهو
گوشی من نباشد ...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 1392/12/5 :: نویسنده : اڵﮧﮧ ق ر ب ا ن ی ....
 


دخترک 6ساله که سرطان داشت قبل از ورود به اتاق عمل با چشمای لرزون روبه پرستار گفت:

من مامان بابام پول ندارن...میشه قبل از عمل بمیرم....

بیایدبرای همه کودکان سرطانی دعا کنیم...

باقراردادن این مطلب توی وبلاگتون تعداد بیشتری برای کودکان سرطانی دعا میکنند...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 1392/12/5 :: نویسنده : اڵﮧﮧ ق ر ب ا ن ی ....




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 1392/12/5 :: نویسنده : اڵﮧﮧ ق ر ب ا ن ی ....

خـــرس گنــــده چیـــست !؟؟(البته کاهی اوقات از واژه ی { نره خر} هم استفاده می شود)
واژه ای که پدران و مادران ایرانی ،

برای ندادن عیدی و کادو تولد و کمبود محبت به فرزندان خویش نسبت میدهند


ﯾﻪ ﺍﺧﻼﻕ ﺧﻮﺑﯽ ﮐﻪ ﭘﺸﻪ ﻫﺎ ﺩﺍﺭﻥ ﺗﮏ ﺧﻮﺭﯾﻪ ، ﺷﻤﺎ ﻓﮏ
ﮐﻦ ﻣﺚ ﻣﻮﺭﭼﻪ ﻫﺎ ﺭﻓﯿﻖ ﺑﺎﺯ ﺑﻮﺩﻥ ﯾﻪ ﺳﻮﮊﻩ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽ
ﮐﺮﺩﻥ ﻫﺸﺘﺼﺪ ﺗﺎ ﺍﺯ ﺭﻓﯿﻘﺎﺷﻮﻧﻮ ﻣﯽ ﮐﺸﻮﻧﺪﻥ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﭼﻪ
ﺑﻼﯾﯽ ﺳﺮﻣﻮﻥ ﻣﯿﻮﻣﺪ ....

قدیما نذری رو میاوردن میدادن در خونه، جدیدا شده مث حق! دیگه دادنی نیس گرفتنیه

نقشی که فلفل در تربیت بچه های ایرانی داشته ، کتاب تعلیمات اجتماعی نداشته

حتی اگه کسی بهت بدی کرد بازم هیچ وقت قلبش رو نشکون...!!
چون فقط یه قلب داره...!!
.
.
بزن دندوناشو بشکن که 32 تا داره لامصبو...!!

داشتم رپ گوش میدادم بابام گفت این کیه؟
گفتم:هیچکس
یه دونه زد تو سرم گفت به پدرت جواب سر بالا نده بیترییت احمق

نمیدونم چه مواد شیمیایی داره قطرات بارون!
به محض رسیدن به زمین اکثر تاکسی ها تبدیل به تاکسی دربست میشن !!!

خدا رحم کرد این پارس یونیت دیر اختراع شد
وگرنه ما تصمیم کبری رو هم پاس نمیکردیم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 1392/12/5 :: نویسنده : اڵﮧﮧ ق ر ب ا ن ی ....

نه تو می مانی و نه اندوه


و نه هیچیک از مردم این آبادی...


*به حباب نگران لب یک رود قسم،*


و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،


غصه هم می گذرد،


آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...


لحظه ها عریانند.


به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز...

"سهراب سپهری"






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :